غزل شمارهٔ ۱۲۷۵

سپند بزم تو تا بیقرار گردد و نالد

تپیدن از دل من آشکار گردد و نالد

هزارکعبه و لبیک محو شوق‌پرستی

که‌گرد دل چونفس یکدوبارگردد و نالد

چه نغمه‌ها که ندارد ز خود تهی شدن من

به ذوق آنکه نفس نی سوار گردد و نالد

ز ساز جرات عشاق‌گل نکرد نوایی

مگر ضعیفی این قوم تارگردد و نالد