غزل شمارهٔ ۱۳۱۹

شمعها زبن‌انجمن بی‌صرفه‌تازان رفته‌اند

هر طرف سر بر هوا سوی‌گریبان رفته‌اند

آشنایی با قماش بوی پیراهن‌کراست

کاروانها با نگاه پیر کنعان رفته اند

حسن یکتایی تو از وحشی‌نگاهان دم مزن

از سواد غیرت لیلی غزالان رفته‌اند

خاک صحرای محبت نر‌گسستان نقش پاست

مفت چشم ماکزین ده خو‌ش‌نگاهان رفته‌اند