غزل شمارهٔ ۱۳۳۹

آنها که رنگ خودسری شمع دیده‌اند

انگشت زینهار ز گردن کشیده‌اند

داغ تحیرم‌که نفس مایه‌های وهم

زپن چار سو امید اقامت خریده‌اند

جمعی ‌کزین بساط به وحشت نساختند

چون اشک شمع لغزش رنگ پریده‌اند

خلقی به اشتهار جنونهای ساخته

دامن به چین نداده گریبان دریده‌اند