غزل شمارهٔ ۱۳۶۹

خلقی‌ست پراکندهٔ سعی هوسی چند

پرواز جنون ‌کرده به بال مگسی چند

کر و فر ابنای زمان هیچ ندارد

جزآنکه‌گسسته‌ست فسار و مرسی چند

چون سبحه ز بس جادهٔ تحقیق نهان است

دارند قدم بر سر هم پیش و پسی چند

کوک است به افسردگی اقبال خسیسان

در آتش یاقوت فتاده‌ست خسی چند