قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - د‌ر مدح مهد کبری و ستر عظمی و تخلص در مدح شاهنشاه غازی ناصرالدین شاه خلدلله ملکه

شنیده بودم بیمار را نگیرد خواب

همی بپیچد بر گرد خویش از تب و تاب

گزافه بود و دروغ این سخن‌ که می‌گفتند

دروغ نزد حکیمان بتا ندارد آب

از آنکه چشم تو بیمار هست و در خوابست

به جای او همه زلف تراست پیچِشُ و تاب

دگر شنیدم در چین ز مشک ناید بوی

مشام عقلم از اینهم نیافت بوی صواب