قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - در ستایش امیر دیوان میرزا نبی خان فرماید

آن کیست که باز آمد و در بزم نظر کرد

جان و دل ما از نظری زیر و زبر کرد

آن برق یمانست‌که افتاد به خرمن

یا صاعقه‌یی بود که بر کوه ‌گذر کرد

خیزید و بگیرید و بیارید و بپرسید

زان فتنه که ناگاه سر از خانه بدر کرد

نی هیچ مگویید و مپویید و مجویید

من یافتم آن شعبده ‌کان شعبده‌گر کرد