قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۰ - مطلع ثانی

کای ‌همچو ابر جود تو فایض به خشک و تر

چون مهر و ماه نام تو معروف بحر و بر

هم طپع بی‌قرین تو صراف بحر وکان

هم حزم پیش‌بین تو نقاد خیر و شر

از روی و رای تو دو بریدند مهر و ماه

وز لطف و عنف تو دو رسولند نفع و ضر

خیزد به عهد عدل تو از خار پرنیان

روید به دور مهر تو از سنگ جانور