قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۱ - د‌ر تغزل و تشبیب

بس دلبرکانند به هر بوم و به هر بر

یارب چکند یک دل با این همه دلبر

آن‌ می‌بردش از چپ‌ و این می‌کشد از راست

مسکین‌دلکم مانده در این‌کشمکش اندر

گه می‌کشدش این به دو ابروی مقوس

گه می‌کشدش آن به دو گیسوی معنبر

این می‌کندش صید بدو تافته چوگان

آن می‌نهدش قید به دو بافته چنبر