قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۵ - د‌ر ستایش پادشاه رضوان جایگاه محمدشاه طاب الله ثراه و فتح خراسان گوید

چو زآشیانهٔ چرخ این عقاب زرین‌پر

به هر دریچه ز منقار ریخت شوشهٔ زر

دریچهٔ فلک از نقرهٔ سپید گشود

وز آن میانه فرو ریخت دانهای ‌گهر

برین سپهر رَمادی یکی نُعامهٔ زرد

گشود بال و فرو خورد هرچه بود اخگر

غریق نیل فلک شد ستاره چون فرعون

نمود تا ید بیضا ز خور کلیم سحر