قصیدهٔ شمارهٔ ۱۰۸ - در تهنیت عید نوروز و مدح شاهنشاه فیروز محمد‌شاه غازی طاب‌الله ثراه گوید

در شب عید آن سمن عذار سمن‌بر

با دو غلام سیه درآمدم از در

هر دو غلامش به نام عنبر و ریحان

یعنی زلف سیاه و خط معنبر

هر دو رخش یک حدیقه لاله حمرا

هر دو لبش یک قنینه بادهٔ احمر

ترک ختا شوخ چین نگار سمرقند

ماه ختن شاه روم شاهد کشمر