قصیدهٔ شمارهٔ ۱۱۰ - در ستایش شاهزاده رضوان و ساده شجاع السلطنه حسنعلی میرزا طاب ثراه و تخلص به معراج نبی صلعم گوید

دو سال بیش ندانم‌گذشت یاکمتر

که دور ماندم از ایوان شاه‌کیوان‌فر

کجا دو سال که هر روز آن دو سال بود

ز روز خمسین الفم‌ هزار بار بتر

من از ملک نشدم دور دورکرد مرا

سپهر کشخان‌ کش خانه باد زیر و زبر

اگر عنایت شه یاریم کند امسال

ازین‌ کبود کهن پشته برکشم‌ کیفر