قصیدهٔ شمارهٔ ۱۲۰ - مطلع ثانی

زهی‌گرفته تیغ و سنان چه بحر و چه بر

زهی‌گشو‌ده به‌کلک و بنان چه‌خشک و چه‌تر

عطای دمبدمت کاروان ملک وجود

کمند خم به خمت نردبان بام ظفر

زبان تیغ تو ضرغام مرگ را ناخن

جناح چتر تو سیمرغ‌ بخت را شهپر

چو نام خنگ ترا بر زبان برد نراد

برون جهد اگرش مهره‌ایست در ششدر