قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۴ - د‌ر تعربف مصور و توصیف تصویر فرماید

آفرین برکلک سحرانگیز آن صورت‌نگار

کز مهارت برده معنیها درین صورت به ‌کار

راست پنداری مثالی ‌کرده زین تمثال نقش

از عروس ملک و شوی بخت و زال روزگار

کرده یکسو نوعروسی نقش‌ کاندر صورتش

هر که بگشاید نظر عاشق شود بی‌اختیار

از تنش ‌بیدا نزاکت همچو نرمی از حریر

در رخش پنهان لطافت همچو گرمی از شرار