قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۶ - در ستایش شاهزاده ی رضوان آرامگاه نواب فریدون میرزا طاب ثراه گوید

از سر دوش دو ضحاک درآویخت دو مار

کان دو مار از همه آفاق برآورد دمار

مار آن عمرگزا چون نفس دیو لعین

مار این روح‌فزا چون اثر باد بهار

مار آن چون به‌کمر سایه‌یی از ابر سیاه

مار این چون به قمر خرمنی از عود قمار

مار آن‌آفت‌جان‌ود و ز جان‌جست قصان

مار این فتنهٔ دل ‌گشت و ز دل برد قرار