قصیدهٔ شمارهٔ ۱۳۸ - در ستایش ابولملوک فحتعلی‌شاه طاب لله ثراه و جعل الجنهٔ مثواه‌ گوید

افتتاح هر سخن در نزد مرد هوشیار

نیست نامی به ز نام نامی پروردگار

آنکه از ابداع صنع او به یک فرمان‌ کن

نور هستی از سواد نیستی‌گشت آشکار

آنکه بی‌سعی ستون افراخت خرگاه سپهر

وانکه بی‌ترتیب آلت ساخت حصن روز‌گار

آن که بی ‌شنگرف و زنگار و مداد و لاجورد

نقشهای مختلف‌گون‌کلک صنعش زد نگار