قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۱ - در مدح صاحب ا‌ختیار

تا چه معجز کرده امشب باز عدل شهریار

کاتش سوزنده با آب روان گشتست یار

آب و آتش بسکه از عدلش بهم آمیختند

کس ترشح را نیارد فرق‌کردن از شرار

از چراغان خاک پنداری سپهری دیگرست

یا فلک پروین و مه راکرده برگیتی نثار

حزم صاحب اختیاری بین ‌که از عزم ملک

آب و آتش را بهم‌کردست امشب سازگار