قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۵ - مطلع ثانی

که باد تا ابد از فر ایزد دادار

ملک جوان و جهان را به بختش استظهار

جمال هستی و روح وجود و جوهر جود

جهان شوکت و دریای مجد و کوه وقار

کمال قدرت و تمثال عقل و جوهر فیض

قوام عالم و تعویذ ملک و حرز دیار

سپهر همت و اقبال ناصرالدین شاه

که هست ناصردین محمد مختار