قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶۵ - و له ایضاً فی مدحه

شه قبای خ‌ریشتن بخشد به صاحب اختیار

و او قبای خود به من بخشد ز لطف بیشمار

شه گر او را جامه بخشد او مرا نبود عجب

من غلام خاص اویم او غلام شهریار

اوکند خدمت به خسرو من کنم مدحت براو

او ملک را جان‌نثار آمد من او را جان نثار

شه قبای خویشتن بخشد بدو زیراکه او

نهرهای آب جاری‌ کرده است از هر کنار