قصیدهٔ شمارهٔ ۱۸۵ - د‌ر مدح میرزا نبی‌خان

همی به‌ چشم‌ من آید که سوی حضرت میر

رسولی آید از ملک ری بشیر و نذیر

به دستی اندر تیغ و به دستی اندر جام

مر آن‌ یک‌ از پی ‌خصم ‌و مر این یک از پی میر

به میر گوید کاین جام را بگیر و بنوش

که با تو خاطر شه را عنایتیست خطیر

به خصم گوید کاین تیغ را ببین و بنال

که‌ بر تو خشم ملک ‌شعله‌ می‌کشد چو سعیر