قصیدهٔ شمارهٔ ۱۹۸ - المطلع الثانی من هذه القصیده

فلک‌ ژاژ است هنجارش جهان زشت است آیینش

هم‌ آن مهر خسان کیشش‌ هم این‌ کین‌ کسان دینش

بلی‌ گردون بجز داناگدازی نیست هنجارش

بلی گیتی بجز نادان‌نوازی نیست آیینش

خسی‌ کش‌ مکر ابلیسی فلک را قصد مقدارش

کسی‌ کش فکر ادریسی‌ جهان را عزم تهجینش

اگر مهموم نادانی مر آن را فکر تفریحش

اگر مسرور دانایی خود این را رای تحزینش