قصیدهٔ شمارهٔ ۲۱۷ - تتمهٔ قصیده

ای با خطاب مهر تو هر ذره‌یی سپهر

ای با عتاب قهر تو هر ممکنی محال

حالی بدان رسیده که از حرص مدح تو

بر من ز لفظ و معنی تنگ اوفتد مجال

یکسو ز بس هجوم مضامین دلفریب

حیران شود خیال من از فرط ارتجال

یکسو ز بس تراکم الفاظ دلنشین

لکنت خورد زبان من از فرط اتصال