قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۱ - در ستایش شاهنشاه با داد و دین شاه ناصرالدین ‌ادام ا‌لله اقباله و اقام اجلاله فرماید

ای رخت خالق خورشید و لبت رازق جان

عارضت آتش سوزنده تنت آب روان

تن تو تالی جانست و لبت والی دل

من بدان تالی دل داده بدین والی جان

تیر مژگان ترا دیدهٔ خلقی ترکش

قوس ابروی ترا جان جهانی قربان

گرمی مهر تو خورشید و دل ما شبنم

پرتو چهر تو مهتاب و تن ماکتان