قصیدهٔ شمارهٔ ۲۶۲ - در مدح شاهنشاه مبرور محمد شاه مغفور طاب‌الله ثراه فرماید

ای طرهٔ دلدار من ای افعی پیچان

بی‌جانی و پیچان نشود افعی بی‌جان

تو افعی بی‌جانی و ما جمله شب و روز

چون افعی سرکوفته از عشق تو پیچان

بر سرو چمن مار بود عاشق و اینک

تو ماری و عاشق شده بر سرو خرامان

تاریک و درازی تو و از عشق تو روزم

تاریک و درازست چو شبهای زمستان