قصیدهٔ شمارهٔ ۲۸۳ - و له فی المدیحه

نظام مملکت از خنجر بهادرخان

نشان سلطنت از افسر بهادرخان

به پاش دست نهد چرخ از پی سوگند

چه حد آنکه نهد بر سر بهادرخان

پرندوار شود نرم تار و پود زمین

ز ضرب‌گرز و پرندآور بهادرخان

شبه به جای ‌گهر پرورد صدف به ‌کنار

ز احتساد مهین گوهر بهادرخان