قصیدهٔ شمارهٔ ۲۹۰ - وله فی المدیحه

منجر چون تافت مهر ازکاخ‌گردون

گهر انگیخت این بحر صدف‌گون

ز شنگرف شفق زنگارگون چرخ

چو زنگاری لباسی غرقه در خون

کنار آسمان از سرخی او

چو روی لیلی و دامان مجنون

چنان از چرخ نیلی تافت خورشید

که چهر شاه از چتر همایون