قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰۵ - در مدح پادشاه خلد آشیان محمدشاه مغفور طاب الله ثراه فرماید

الحمدکه آمد ز سفر موکب خسرو

وز موکب او کوکب دین یافته پرتو

از هر لب پژمرده به یمن قدم شاه

در هر دل افسرده به فر رخ خسرو

برخاست به جای دم ناخوش نفس خوش

بنشست به جای غم دیرین طرب نو

اینک چو سحابست هوا حاملهٔ رعد

از نالهٔ زنبوره و آوای شواشو