قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۰ - د‌ر مدح شهنشاه ماضی محمدشاه غازی طاب ثراه گوید

روز آدینه شدم بر در خلوتگه شاه

نامهٔ مدح به‌کف چشم ادب بر درگاه

خواستم بار یکی رفت و بشه‌‌ گفت وز شه

رخصت آورد و برفتیم بهم تا بر شاه

خاک بومیدم و استادم و برخواندم مدح

صله‌ام داد و ثنا گفت و بیفزودم جاه

محرم خاص ملک کان ادب اسمعیل

که به شوخی بر شه منفردست از اشباه