قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۵ - ایضاً د‌ر مدح شاهنشاه ماضی محمدشاه قاضی طاب ثراه

شاها ز ساغر لب ساقی شراب خواه

آخر سکندری تو ازین چشمه آب خواه

از لعل یار بوسهٔ همچون شکرستان

ز الماس جام جوهر یاقوت ناب خواه

ساقی بخواه باده و بوس وکنار جوی

مطرب بخوان و بربط و چنگ و رباب خواه

دیشب هلال عید ز بام افق نمود

از دست مهوشی می چون آفتاب خواه