قصیدهٔ شمارهٔ ۳۱۹ - مطلع ثانی

جشنی ز نوروز عجم‌ کاراستش جمشید جم

جشنی که با کون و علم شاه جهاندار آمده

یعنی شجاع‌السلطنه آنکو ز قلب و میمنه

همرزم صد تن یک‌تنه در دشت پیکار آمده

اسکندر دارا خدم دارای اسکندر حشم

سالار افریدون علم سلم سپهدار آمده

از لطف ‌و قهرش ‌این ‌زمان ‌شد آشکارا در جهان

زان مرکز آب روان زین مرکز نار آمده