قصیدهٔ شمارهٔ ۳۲۶ - له من‌ کلا‌مه

نهانی از نظر ای بی‌نظیر از بس عیانستی

عیان شد سرّ این معنی‌که می‌گفتم نهانستی

گهی‌گویم عیانستی‌گهی گویم نهانستی

نه اینستی نه آنستی هم اینستی هم آنستی

به نزد آن‌ کت از عین عیان بیند نهانستی

به پیش آن کت از چشم نهان جوید عیانستی

یقین هرچند می‌جوید گمان هرچند می‌پوید

نه محصور یقینستی نه مغلوب‌ گمانستی