قصیدهٔ شمارهٔ ۳۳۱ - در مدح جناب شریعتمدار حجةالاسلام آقا محمد مهدی کلباسی گوید
ای زلف یار من از بس معنبری
یک توده نافهای یک طبله عنبری
همسایهٔ چهی پیرایه بر مهی
آذین گلشنی زیب صنوبری
گرچه در آتشی پیوسته سرخوشی
مانا سیاوشی یا پور آزری
مرغ مطّوقی مشک مخلّقی
شام معلقی دود مدوری