قصیدهٔ شمارهٔ ۳۴۹ - در مدح هژبر سالب و شهاب الله الثاقب اسدالله الغالب علی ابن ابیطالب علیه السلام گوید

شبی‌گفتم خرد راکای مه‌گردون دانایی

که از خاک قدومت چشم معنی یافت بینایی

مرا در عالم صورت بسی آسان شده مشکل

چه باشد گر بیان این مسائل باز فرمایی

چرا گردون بود گردنده و باشد زمین ساکن

چرا این‌یک بود مایل به پستی آن به بالایی

چرا ممدوح می‌سازند سوسن را به آزادی

چرا موصوف می‌دارند نرگس را به شهلایی