غزل شمارهٔ ۳۱

دلم در کعبه رو کرد و همت جوید از دل ها

که خواهد ماندش از بی کعبه ها در طی منزل ها

تو افلاتون دلی، اندیشه را چین در جبین مفکن

در آن وادی که جز حسرت ندانی حل مشگل ها

مثالی گویمت عامی صفت بردار زان نقشی

جمال کعبه نتوان دید، طی ناکرده منزل ها

اگر با میر محمل رمزی از دیر معان گویم

جرس بگشاید و ناقوس بر بندد به محمل ها