غزل شمارهٔ ۳۲
از بس که در معارضه دیدم مثال ها
عاجز شدم ز کشمش احتمال ها
با آن که هیچ مطلب ممکن روا نشد
دل خوش نمی کنیم مگر از محال ها
آن جاست برگ عیش که هز سو فشانده اند
پروانه های سوخته پرها و بال ها
مشغول درد خویش چو مستان عشق باش
همدرد همنشین عنانی ست حال ها