غزل شمارهٔ ۱۶۶۸
من به سوی باغ و گلشن می روم
تو نمیآیی میا من می روم
روز تاریک است بیرویش مرا
من برای شمع روشن می روم
جان مرا هشتهست و پیشین می رود
جان همیگوید که بیتن می روم
بوی سیب آمد مرا از باغ جان
مست گشتم سیب خوردن می روم
من به سوی باغ و گلشن می روم
تو نمیآیی میا من می روم
روز تاریک است بیرویش مرا
من برای شمع روشن می روم
جان مرا هشتهست و پیشین می رود
جان همیگوید که بیتن می روم
بوی سیب آمد مرا از باغ جان
مست گشتم سیب خوردن می روم