غزل شمارهٔ ۵

چون مهر بر آی بام و ایوان را

بگداز چو موم سنگ و سندان را

امشب مه چارده ز خورشیدم

شرمنده نشد ببین تو عرفان را

در سینه هزار چاکم افزون شد

تا دیده‌ام آن چاک گریبان را

بنگر که بهم چگونه میجوشند

آن آتش لعل و آب حیوان را