غزل شمارهٔ ۲۰
کنم از شام تا سحر فریاد
کس بدادم نـــمیرسد صد داد
گه ز نازم کشد گه از غمزه
هر زمان شیوهای کند بنیــــاد
میکشد لطفش، آه ازین جادو
میبرد دستش، آه ازین جلاد
همه دیوانه پیش او عاقل
همه شاگرد پیش او استاد
کنم از شام تا سحر فریاد
کس بدادم نـــمیرسد صد داد
گه ز نازم کشد گه از غمزه
هر زمان شیوهای کند بنیــــاد
میکشد لطفش، آه ازین جادو
میبرد دستش، آه ازین جلاد
همه دیوانه پیش او عاقل
همه شاگرد پیش او استاد