غزل شمارهٔ ۳۳

در روی تو دل به ما نمیمٰاند

در راه تو سر ز پا نمیـــــمٰاند

برقع ز جمٰال اگر براندازی

یک خرقهٔ پارسا نمیــــمٰاند

گر جلوه چنین کنی تو، یک زاهد

در گوشهٔ انزوا نمیـــمٰاند

گر نیم تبسم از لبان ریزی

یک خاطر مبتلا نمیــــمٰاند