غزل شمارهٔ ۴۳

آن روی چون ماه آن زلف چون مار

گیرم نمائی، کو تاب دیدار

خواهی که سازی زاهد برهمن

بردار پرده بنمای رخسار

گر آن پریرو بی‌پرده بودی

دیوانه کردی ما را به یکبار

یک ره در آن رو بنگر که بینی

نیکی بخرمن خوبی بخروار