غزل شمارهٔ ۵۱

با رخ همچو صبح و زلف چو شام

بامــــدادان بر آی بر لب بام

تا بدانند نور از ظلمت

تا شناسنــد صبح را از شـــــــام

بگذری گر ز معبد گبران

ور بر آئی به قبلهٔ اسلام

نشناسند زاهدان محراب

نپرستند کافران اصنام