غزل شمارهٔ ۶۰

چون دم از سودای جانان میزنم

آتش اندر آب حیوان میزنم

شور لیلی طاقتم را طاق کرد

همچو مجنون بر بیابان میزنم

جرعهٔ دردی بصد خون جگر

میکنم پیدا و پنهان میزنم

میکشم آهی بیاد لعل او

آتش اندر آب حیوان میزنم