غزل شمارهٔ ۶۶

بی‌رخت گر بگل نظاره کنیم

دشنه گردیم و سینه پاره کنیم

نه فراموشی و نه یاد کنی

خود بفرمای تا چه چاره کنیم

آتش عشق تو جهانسوز است

هرزه ما از میان کناره کنیم

داغ را هم به داغ سینه نهیم

زخم راهم به زخم چاره کنیم