غزل شمارهٔ ۹۳
از لطف چو در نظر نمیائی
از پرده چرا بدر نمیائی
در مدرک عقل و حس نمیگنجی
در گوشهٔ مختصر نمیـٰائی
جانم بر لب ز انتظار آمد
تسلیم کنم اگر نمیـٰائی
پر شد همه بام و بر ز غوغایت
با آنکه به بام در نمیـٰائی
از لطف چو در نظر نمیائی
از پرده چرا بدر نمیائی
در مدرک عقل و حس نمیگنجی
در گوشهٔ مختصر نمیـٰائی
جانم بر لب ز انتظار آمد
تسلیم کنم اگر نمیـٰائی
پر شد همه بام و بر ز غوغایت
با آنکه به بام در نمیـٰائی