غزل شمارهٔ ۱۶۸۵

ای مطرب این غزل گو کی یار توبه کردم

از هر گلی بریدم وز خار توبه کردم

گه مست کار بودم گه در خمار بودم

زان کار دست شستم زین کار توبه کردم

در جرم توبه کردن بودیم تا به گردن

از توبه‌های کرده این بار توبه کردم

ای می فروش این ده ساغر به دست من ده

من ننگ را شکستم وز عار توبه کردم