غزل شمارهٔ ۳۰۵

ترسم از اهل ورع، شوق شرابم بکشند

به بهشتم بفریبند و به خوابم بکشند

در دم نزع اگر توبه ز می خواهم کرد

بهتر آن است که رندان به شرابم بکشند

من که بیزار نخواهم شدن از موی سفید

جای آن است که در عهد شبابم بکشند

چون ز آسیب شبیخون نتوانم جان برد

دارم امید نارفته به خوابم بکشند