غزل شمارهٔ ۳۴۰
حیف است که دستی به نمکدان تو یابند
زاغان هوس را، مگس خوان تو یابند
ای گل ز صبا راه بگردان که مبادا
مرغان به نسیمش ره بستان تو یابند
باید که رسد جان به لب خضر و مسیحا
تا قطرهٔ از چشمهٔ حیوان تو یابند
آن فتنه که در خون کشد آشوب قیامت
در سلسلهٔ زلف پریشان تو یابند