غزل شمارهٔ ۱۳۹۴

حکم عشق است‌ که‌ تشریف تمنا بخشند

داغ این لاله‌ستانها به دل ما بخشند

نتوان تاخت به انداز دماغ مستان

بال شوقی مگراز نشئه به صهبا بخشند

بیدلان خرده ی جانی که نثار تو کنند

نم آبی‌که ندارند به دریا بخشند

چون می ازگرمی آن لعل به خون می‌غلتد

گرچه از شعله به یاقوت جگرها بخشند