غزل شمارهٔ ۱۳۹۷

از چه دعوی شمعها گردن به بالا می‌کشند

بر هوا حیف است چشمی کز ته پا می‌کشند

شبهه نتوان‌کرد رفع ازکارگاه عمر و وزید

روزگاری شد که از ما نام ما وامی‌کشند

معنی ما بی‌عبارت لفظ ما بی‌امتیاز

بوی ‌گل نقشی ز ما پنهان و پیدا می‌کشند

می‌پرستان از خمار آگاه باید زیستن

انتقام عشرت امروز ، فردا می‌کشند