غزل شمارهٔ ۱۴۰۱

چه بوربا و چه مخمل حجاب می‌بافند

به هر چه دیده گشادیم خواب می‌بافند

قماش ‌کسوت هستی نمی‌توان دریافت

حریر وهم به موج سراب می‌بافند

نفس چه سحر طرازد به عرض راحت ما

درین طلسم همین پیچ وتاب می‌بافند

ز لاف ما و من ای بیخودان پوچ قماش

کتان به کارگه ماهتاب می‌بافند