غزل شمارهٔ ۱۷۲۳

نیم ز کار تو فارغ همیشه در کارم

که لحظه لحظه تو را من عزیزتر دارم

به ذات پاک من و آفتاب سلطنتم

که من تو را نگذارم به لطف بردارم

رخ تو را ز شعاعات خویش نور دهم

سر تو را به ده انگشت مغفرت خارم

هزار ابر عنایت بر آسمان رضاست

اگر ببارم از آن ابر بر سرت بارم